کاربرد حدیث در تفسیر

نویسنده : معرفت، محمد هادی؛

‏(6 صفحه – از 141 تا 146) 

خلاصه ماشینی: “» (1) سزاوار است به دلیلهای صحیح عقلی یا شرعی از قبیل اجماع یا روایت متواتر رجوع نمود و بخصوص در این مورد که راه شناخت آن علم است خبر واحد پذیرفتنی نیست و هرگاه تفسیر نیازمند به شاهد لغوی باشد تنها شاهدی پذیرفتنی است که میان واژه‌شناسان معروف باشد، اما طریق آحاد (خبر واحد) که در غالب روایات تک فردی و نادر یافت می‌شود و قطع‌آور نیست و نمی‌توان آنها را گواه بر کتاب خدا گرفت و از آنها در تفسیر بهره جست و شایسته است در آن موارد توقف شود. در ذیل داستان لوط از سوره هود می‌فرماید: آنچه نظر اصولیون بر آن استقرار یافته آن است که خبر متواتر یا همراه با قرائن قطعی به طور مسلم حجیت دارد و در تمامی زمینه‌ها قابل استناد است، ولی خبر واحد، جز در احکام شرعی فرعی قابل استناد نیست؛ زیرا حجیت شرعی، از اعتبارات عقلائی است که تابع وجود اثر شرعی می‌باشد و قابل جعل و اعتبار شرعی است؛ اما قضایای تاریخی و امور اعتقادی، جای آن ندارد که مورد جعل حجیت گردد؛ زیرا فاقد اثر شرعی است و جای آن نیست که شارع بگوید: غیر علم، علم است و مردم را به آن متعبد سازد…”

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code