تحول مفهوم رضایت ولی نسبت به دختر باکره بالغ در ازدواج، و آثار آن

نویسنده : حق پرست، شعبان؛ یوسف زاده، صمد؛

(‎28 صفحه – از 9 تا 36 )

چکیده:

بحث درخصوص لزوم و یاعدم لزوم جلب رضایت ولی بـرای صـحت ازدواج ازسـوی دختـر بالغ باکره، موضوعی با سابقه طولانی میباشد، به نحوی که وجـود ایـن سـابقه ، قـانونگـذار قـانون مدنی را مجاب به سه دوره قـانونگـذاری در خصـوص مـاده ١٠٤٣ قـانون مـدنی بـا سـه رویکـرد، متفاوت نموده است . تفاوتهای موجود در سه رویکـرد مـوردنظر، ایـن سـوال را بـه ذهـن متبـادر میکند که آیا اصولا نفس وقوع عقد نکاح، بدون در نظر داشتن ثبت رسمی واقعه ازدواج، نیـازی به رضایت قبل یا بعد از عقد (اذن یا اجازه) ولی، دارد تا صحیح تلقی شود یا خیر؟ و چنانچه پاسـخ به سوال منفی باشد معنـای ایـن فـراز اول از مـاده ١٠٤٣ قـانون مـدنی مصـوب سـال ١٣٧٠ مجلـس شورای اسلامی که مقرر میدارد: (نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسـیده باشـد موقـوف بـه اجازه پدر یا جد پدری او است ) چیست ؟ در این راستا، عدم ضـرورت جلـب رضـایت ولـی بـرای صحت ازدواج دختر بالغ باکره -اعم از قبل یا بعد ازدواج – در نفس وقوع عقـد نکـاح و ضـرورت وجود رضایت ولی، فقط برای ثبت عقد نکاح در دفتر رسمی ازدواج و وجود اختیار برای ولـی در قطع رابطه زوجیت دخترش از طریق توسل به فسخ نکاح و طـلاق، بـر حسـب مـورد – آن هـم بـه شرط درخواست مشارالیها- نظریه ای است که این نوشتار با تحلیل مبانی و استدلالهـای مربوطـه ، آن را به عنوان نظر قانونگذار ارائه می نماید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code