درآمدی بر روش‌شناسی حقوقی استاد جعفری لنگرودی (رویکرد تحلیلی- توصیفی)

نویسنده:

علیرضا آبین

چکیده:

بی­گمان، نظریه­های اندیشمندان حقوقی،نقش بسزا و غیرقابل انکاری در تمامی نظام­های حقوقی ایفا می­کند. چندان که نمی­توان نقش پنهان و با اهمیت این منبع حقوق را در رویه­های قضایی و نیز تدوین قوانین نادیده انگاشت. باوجوداین، به نظرمی­رسد که توجه به مبانی فکری و منطق حاکم بر تفکرات یک نظریه­پرداز حقوقی نیز اهمیت کم­تری از دانستن اندیشه­های وی ندارد. چه، تأمل در این مبانی، خود مجال بیشتری برای ژرف­کاوی بیشتر در نظریات و احیاناً نقد آنها را فراهم می‌سازد و نیز به­ جای حفظ اندیشه­ها، فرصت اندیشیدن و به­ویژه امکان تولید نظریه را به محقق عطا می­کند. استاد جعفری لنگرودی، فیلسوفی واقع­گرا و عمل­گراست؛ نه خود را در حصار صورت­گرایان و طرفداران منطق صوری محبوس می­سازد و نه عقلانیت محض، متافیزیکی یا ابزارگرای طبیعت­گرایان نوین و پوزیتویست­های افراطی فردگرا و دولت­گرا را برمی­تابد و نه­حتی به تمامی شیوه پیروان منطق خطابی را می‌پذیرد و خود را در موهوماتی نظیر اشراق دادرس و عدالت اسیر می­کند. در مقابلِ او، دوگانگی جامعه­شناسان حقوق و فیلسوفان حقوق رنگ باخته و جامعه با تمامی ابعاد محیطی، زمانی و…، هستی‌ای برای کشف بایدهای بالفعل و بالقوه موجود (آنچه هست و آنچه باید باشد) است. او شیوه استدلالی خاص خود را دارد، مواد استدلال و نحوه صورت بندی مختص خود را دارد و با گرایشی کثرت­گرایانه، در کنار روش­ استدلال قیاسی، روش­های تحلیل علوم طبیعی (نظیر استقرا و شهود تجربی و تجزیه عینی) را به کار می­برد و ازاین طریق، با شیوه­های سنت­گرایان طرفدار منطق صوری که حجیت اصیل را منحصراً از آن قیاس می­پندارند، به مبارزه برمی­خیزد. در نگاه او چندان سخن از جدال و تمایز روش­شناسی علمی علوم طبیعی با علوم هنجاری به­چشم نمی­خورد بلکه او، شیوه علوم طبیعی در تجزیه داده­های علمی را راه­گشاتر می­داند، بی­آنکه به خلط پاردایم علوم حقیقی و اعتباری دچار شود. استاد جعفری لنگرودی در روش­شناسی خود نیز کثرت­گراست، گاه از روش تفسیر تاریخی، پویا و تکاملی بهره می­برد و گاه دیگر، از روش جامعه­شناسانه و عملگرایانه (پراگماتیک) استفاده کرده و گاه سوم، از متدهای فلسفی-تحلیلی و تطبیقی بهره می­گیرد. با وجود این، منطق استدلالی او از نظمی واحد تبعیت می­کند، نظمی که مفاهیم، تکنیک­ها و فنون را در ساختاری منسجم و دقیق به­کار بسته و از مبانی ارزش­شناسانه، معرفت­شناسانه، تبارشناسانه، انسان­شناسانه و هستی شناسانه واحدی نشئت می­گیرد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code