در جستجوی عدالت


نویسنده : شریعت باقری، محمد جواد؛

(‎2 صفحه – از 11 تا 12 )

خلاصه ماشینی: “اما دیری نپایید که جدال بی‌فرجام تعریفها زاده‌ شد و معنای عدالت از نزد مردمان رخت بر بست و بر قله قاف نخبگان نشست:آیا عدالت اعطای مساوی آنچه هست به انسانهاست؟اعطای حق به ذیحق است؟وضع‌ هرچیز در جای خویش است؟فعل حق جل و علاست؟آیا عدالت عمل به‌ «قانون»است؟آیا عدالت،خوب داوری کردن،است؟داوری باید«عادلانه»باشد یا عادلانه بودن را مردمان«داوری»کنند؟ اما مردمان از تعریف عدالت عاجزند. پس چگونه داوری کنند؟داوری کار نخبگان و فرهیختگان است، هم آنانند که دانای عدالتند و هم از ایشان باید پرسید که عدالت چیست و در کجا برقرار است. من نفوس را یاری می‌کنم که زاده شوند یعنی‌ به خود آیند و راه کسب معرفت را بیابند(محمد علی فروغی)،سیر حکمت در اروپا،جلد 1،ص 61 (2)-همان ناگهان،وصف سیمرغ عدالت از شانه مردمان برمی‌خیزد و بر قله قاف نخبگان می- نشیند. بهر حال،چنین می‌نماید که بنیاد حکیم یونانی ما را در چنیره تعاریف‌ سرگردان نموده است و بیهوده به جستجوی گمشده‌ای افتاده‌ایم که نزد طالبان و صاحبان آن است؛طالبان عدالت شهروندانند و معنای آن را باید از آنان پرسید.”

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code