مبانی فقهی پیوند اعضا از مردگان مغزی و تحلیل ماده واحده راجع به پیوند اعضاء مصوب 1379

نویسنده : حاتمی، علی اصغر؛ مسعودی، ندا؛

(‎24 صفحه – از 105 تا 128 )

چکیده:

تعلق روح به بدن، همان تعلق تدبیر و تصرف است و این همان وظیفه ای است که مراکز عالی مغز بر عهده دارند، لذا با از کار افتادن مغز، روح از بدن خارج شده و مرگ اتفاق میافتد. به علاوه حیات عضوی و حیات جسدی دو امر متمایز از یکدیگر هستند، از این رو بعد از وقوع مرگ جسمانی و به ویژه در مرگ مغزی برخی اندامها هنوز زندهاند و به فعالیت حیاتی خود ادامه میدهند. کشف این واقعیت زمینه پیوند اعضای زنده بدن مردگان و به ویژه مردگان مغزی به بیماران نیازمند را فراهم ساخت . از آنجا که پیوند عضو میتواند جان بسیاری از بیماران را از مرگ حتمی نجات دهد، آشناسازی اذهان عمومی با تحقق مرگ بعد از وقوع مرگ مسلم مغزی امری ضروری است . به منظور پیوند اعضا از مردگان مغزی علاوه بر تشخیص وقوع مسلم مرگ مغزی، وصیت بیمار در این خصوص و یا در صورت فقدان وصیت بیمار، موافقت ولی میت امری لازم است . لذا در صورت عدم تحقق دو شرط اخیر و علیرغم تشخیص وقوع مرگ مغزی و حتی توقف نجات جان انسانی بر پیوند اعضا، قانونا این امر امکانپذیر نمیباشد، در حالی که برخی فقها تکلیف مسئله را در چنین شرایطی معلوم ساخته و معتقدند در صورت توقف نجات جان انسان مسلمانی بر پیوند عضو و در شرایط عدم وصیت ، بدون نیاز به کسب موافقت ولی میت ، برداشت عضو از بدن مرده مسلمان و پیوند به بیمار نیازمند جایز و بلکه واجب خواهد بود.از آنجا که نجات جان مسلمان از اهم واجبات است پیش بینی امکان پیوند عضو در صورت فقدان وصیت یا موافقت ولیمیت ضروری مینماید و بهتر این است که دو شرط اخیر مربوط به زمانی باشد که تنها نجات حیات عضوی از اعضای بدن انسان زنده متوقف بر پیوند است و نه نجات حیات انسانی. در این مقاله برآنیم تا ضمن بیان استدلال موافقین و مخالفین پیوند اعضاء از مردگان مغزی، به بیان مبانی پیوند اعضاء از ایشان بپردازیم

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code