مطالعه تطبیقی شرط فسخ و فاسخ در فقه امامیه و حقوق ایران

نویسنده : عسکری، جعفر؛ جعفری، علی اکبر؛

‏(26 صفحه – از 29 تا 54)

چکیده:

اﻧﺪک درﻧﮓ در ﻣﻨﺪرﺟﺎت ﻗﺮاردادﻫﺎ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ آن اﺳﺖ ﮐﻪ اﻣﺮوزه ﺷﺮوط ﻓﺴﺦ و ﻓﺎﺳﺦ ﯾﮑﯽ از ﻣﺘﺪاول ﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮوط ﻗﺮاردادﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﯽ آﯾﺪ؛ ﻓﻠﺬا ﻧﯿﺎز ﺑﻪ وﺟﻮد ﭘﮋوﻫﺸﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ، ﻣﺒﺎﻧﯽ و آﺛﺎر ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ اﯾﻦ دو ﮔﻮﻧﻪ از ﺷﺮوط ﻋﻠﯽ رﻏﻢ وﺟﻮد ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد ﻣﯿﺎن آن دو ﺑﭙﺮدازد، اﺣﺴﺎس ﻣﯽ ﮔﺮدد. اﺳﺒﺎب اﻧﺤﻼل ﻗﺮارداد ﺑﻪ اﻋﺘﺒﺎر ﺳﻬﻤﯽ ﮐﻪ اراده ﻣﺘﻌﺎﻗﺪﯾﻦ در آن دارد، ﺑﻪ دو ﮔﺮوه ﻋﻤﺪه اﻧﺤﻼل ارادی و اﻧﺤﻼل ﻏﯿﺮ ارادی )ﻗﻬﺮی( ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﺷﻮد. اﻧﺤﻼل ارادی ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ اراده ﯾﮑﯽ از ﻃﺮﻓﯿﻦ ﯾﺎ ﺷﺨﺺ ﺛﺎﻟﺚ در ﻣﺪت ﻣﻌﯿﻦ ﺻﻮرت ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮد ﮐﻪ ﺑﻪ آن ﺷﺮط ﻓﺴﺦ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد. ﻣﻨﻈﻮر از اﻧﺤﻼل ﻗﻬﺮی ﻧﯿﺰ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻘﺪ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺧﻮد و ﺑﺪون دﺧﺎﻟﺖ اراده ﻃﺮﻓﯿﻦ ﻣﻨﺤﻞ ﻣﯽ ﮔﺮدد. ﺑﺎ اﯾﻦ ﮐﻪ در دﺳﺘﻪ دوم ﻣﻨﻈﻮر از اﻧﺤﻼل ﻗﻬﺮی اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اراده ﻃﺮﻓﯿﻦ ﯾﺎ ﯾﮑﯽ از آن ﻫﺎ در وﻗﻮع ﻓﺴﺦ دﺧﺎﻟﺖ ﻧﺪارد و اﯾﻦ اﻧﺤﻼل ﻗﻬﺮا ﺻﻮرت ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮد وﻟﯽ ﺳﺒﺐ اﯾﻦ اﻧﺤﻼل ﻗﻬﺮی، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اراده اﺷﺨﺎص ﺑﺎﺷﺪ و آن در ﺻﻮرﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺘﻌﺎﻗﺪﯾﻦ ﺑﺎ اراده ﺧﻮد درﺑﺎره اﻧﻔﺴﺎخ اﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﻋﻘﺪ در آﯾﻨﺪه ﺗﺮاﺿﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﺮاﺿﯽ، ﺷﺮط ﻓﺎﺳﺦ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد. در اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر ﺳﻌﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺮط ناﺳﺦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮑﯽ از اﺳﺒﺎب اﻧﺤﻼل ﻗﻬﺮی و ﺷﺮط ﻓﺴﺦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮑﯽ از ﻃﺮق اﻧﺤﻼل ارادی ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﻮد و ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ اﯾﻦ دو ﮔﻮﻧﻪ از ﺷﺮط از ﺣﯿﺚ ﻣﻔﻬﻮم، ﺷﺮاﯾﻂ، ﻗﻠﻤﺮو و آﺛﺎر، ﺑﺮ ﺷﺮط ناﺳﺦ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻧﻤﻮده و ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ اﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻒ آن از ﺟﻤﻠﻪ ﭘﺬﯾﺮش آن در ﻧﻈﺎم ﺣﻘﻮﻗﯽ اﯾﺮان و ﻓﻘﻪ اﻣﺎﻣﯿﻪ ﺑﺎ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﺳﮑﻮت ﻗﺎﻧﻮن و ﻓﻘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﻮد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code