تحلیل جایگاه اصل صلاحیت جهانی در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری (ICC) و قانون مجازات اسلامی

نویسنده: فروتن، مصطفی؛ اشرافی، ارسلان؛

اندیشمندان حقوق پاییز 1396

چکیده:

دیوان یکفری بین المللی با هدف جلوگیری از بی مجازات ماندن مرتکبین جنایات بین المللی به وجود آمده است. در کنار دیوان، دولت ها نیز نقش به سزایی در مقابله با جنایات بین المللی دارند. کیی از اقدامات لازم دولت ها برای مقابله با جنایات بین المللی، جرم انگاری این جنایات در قوانین داخلی خود است، زیرا کیی از دلایل مهم کوتاهی و عدم رغبت دادگاه های ملی در رسیدگی به این جنایات، فقدان یا نقص قوانین و مقررات مناسب است. فلسفه اعطای صلاحیت به دولت ها، برای عدول از صلاحیت سرزمینی یا شخصی، نیاز به مبارزه مشترک در برابر جرایمی است که همه دولت ها را تحت تاثیر قرار می دهد. لذا اساس صلاحیت جهانی بر علاقه مشترک همه دولت ها برای مقابله با جرایمی که منافع عالیه بین المللی را تحت تاثیر قرار می دهد بنا نهاده شده است. متاسفانه اصل صلاحیت جهانی با توجه به ماهیت فرعی و ثانوی خویش و نیز تردید در اجباری یا اختیاری بودن آن، با بی میلی اغلب دولت ها مواجه بوده است. رویه عملی دولت ها و معدود پرونده هایی که بر مبنای این اصل صلاحیتی تشکیل شده اند در تائید این نظر قابل استناد می باشد. در این مقاله ضمن تحلیل جایگاه اصل صلاحیت جهانی در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری و قانون مجازات اسلامی ایران به بررسی برخی از مهمترین جرایمی خواهیم پرداخت که بر اساس قوانین خاص یا عهدنامه های بین المللی و بر اساس اصل صلاحیت جهانی در ایران قابل پیگیری می باشند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code